انقدر پشت نقاب ماندیم

انقدر پشت نقاب ماندیم

کہ گم شدیم

حالا ھیچ کس اشنا نیست

غریبہ ھایے ھستیم

نشستہ بر سوگ تنهایے
دیدگاه ها (۳)

دیگه کسی رو نمیشه جدی گرفت، کسی اونقدر واقعی نیست که بوی مون...

رمان: فراموش شدهفصل ۷: فرار و خاکسترعمارت شروع به سوختن کرد؛...

رومان روز برفی (پارت 1)از زبان ات:امروز شنبہ 15 ژانویہ است ب...

حسلم سررفت گفتم بیام تک پارتی بنویسم

سیلام

شاید کمتر کسی باشد که در کودکی، خودش را تخلیه نکرده باشد، با...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐همه‌چیز بالاخره آرام شده بود...یونا...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

پارت ۲۱ — «انتقام جونگکوک»رها هنوز پشت مبل قایم شده بود.رها:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط