ایران فدایه اشکو خنده ی تو

ایران فدایه اشکو خنده ی تو
دله پرو تپنده ی تو
فدایه حسرتو امیدت
رهاییه رمنده ی تو , رهاییه رمنده ی تو
ایران اگر دله تو را شکستند تورا به بند کینه بستند
چه عاشقانه بی نشانی که پایه درد تو نشستند
که پایه درد تو نشستند
کلام شد گلوله باران
به خون کشیده شد خیابان
ولی کلام آخر این شد که جانه من فدایه ایران
تو ماندیو زمانه نو شد خیاله عاشقانه نو شد
هزار دل شکستو آخر
هزارو یک بهانه نو شد
ایران به خاکه خسته ی تو سوگند به بغضه خفته ی دماوند
که شوقه زنده ماندنه من به شادیه تو خورده پیوند
به شادیه تو خورده پیوند
ایران اگر دله تو را شکستند تورا به بند کینه بستند
چه عاشقانه بی نشانی که پایه درد تو نشستند
که پایه درد تو نشستند.....
دیدگاه ها (۴)

چل بار بگو: چل تا چل رو چل بار چلوندم و برای چا تا چل بفرس...

گرگ روزگار بودیم....شغال ها هم جرات رویا رویی با ما را نداشت...

پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر تو ب...

ﻭﺻﯿﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﯿﺲ ! ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﯿﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﻣﺎﻝ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط