ما را به تو سِری‌ست، که کَس محرم آن نیست

ما را به تو سِری‌ست، که کَس محرم آن نیست
گر سَر برود سِرِ تو با کَس نگشاییم...
دیدگاه ها (۰)

ما در ره عشق تو اسیران بلاییمکس نیست چنین عاشق بیچاره که مای...

گر برود به هر قدم در ره دیدنت سریمن نه حریف رفتنم از در تو ب...

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

عشق آن است که یوسف بخورد شلّاقیدرد تا مغزِ سر و جانِ زلیخا ب...

عشق آن است که یوسف بخورد شلّاقیدرد تا مغزِ سر و جانِ زلیخا ب...

به وقتِ تاریکی، امید...هر سقوطی، پایان نیست.پشتِ این شب، روش...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، بیم رس...

عشق آن است که خیابان به خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سرِ ی...

تو خوب باش...

تو بمان در بَر من مَحرم اسرارم باش ؛گر بگویند گناه است ، گنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط