منشور پایداری در محشر هجوم ابرقدرت بخش
«منشورِ پایداری در مَحشرِ هجومِ ابرقدرت» بخش۶
۸۱. در مسلخِ حوادث، فقط آنان که از خویش گذشتهاند، بر تارکِ تاریخ میدرخشند.
۸۲. قفسِ تنگِ زمین را با بالِ رضا بشکن و در بینهایت آشیان کن.
۸۳. صبر، نه انتظار برایِ فرج، که حفظِ وقارِ جان در میانهٔ تلاطم است.
۸۴. آنکه درونی آباد دارد، از هر ویرانیِ برونی، معبری برایِ عروج میسازد.
۸۵. حقیقت، فراتر از غبارِ آهن و آتش، بر مسندِ ابدیت حکم میراند.
۸۶. در هنگامهٔ اضطرار، ثباتِ قدمِ تو، لنگرگاهِ کشتیِ شکستگان است.
۸۷. هر زخمی که بر پیکرِ حقطلب مینشیند، دریچهای گشوده به سویِ روشنایی است.
۸۸. عزیمت در راهِ درست، والاتر از رسیدن به مقصدهایِ فانی و زودگذر است.
۸۹. در قحطیِ انسانیت، کریمانه بخشیدن، بزرگترین جهادِ ممکن برایِ روح است.
۹۰. مرگ، تنها یک جابهجاییِ ساده در جغرافیایِ حضورِ لایزالِ خداوند است.
۹۱. صلابتِ کوه از سنگ نیست، از ریشهای است که در عمقِ زمین پنهان است.
۹۲. نترس؛ آنکه جان را آفرید، راهِ نگاهداریاش را بهتر از هر قدرتی میداند.
۹۳. شرافت، جامهٔ رزمِ توست؛ آن را در هیچ بازارِ مصلحتی به حراج نگذار.
۹۴. پیروزیِ نهایی، غلبه بر وسوسهٔ فروپاشی در اوجِ فاجعه است.
۹۵. حماسه، بر لبهٔ تیغ نوشته میشود، نه در گوشهٔ امن و عافیت و آسودگی.
۹۶. وقتی جهان در سکوت فرو میرود، فریادِ استقامتِ تو طنیناندازِ ملکوت است.
۹۷. جانِ رسته از بندِ تعلق، نفوذناپذیرترین دژ در برابرِ هجومِ بیگانگان است.
۹۸. تیرها به جسم میخورند، اما اراده از جنسی است که سلاحی بر آن کارگر نیست.
۹۹. امانتدارِ رنج باش؛ این اندوه، همان گنجی است که مسِ وجود را طلا میکند.
۱۰۰. بمان و گواهی بده؛ که حق ایستاده است، حتی اگر تمامِ جهان بر آن بتازد.
✍️ به قلم:بهرام محمدی DBA
🏛 دکترینِ حَد
@bmlimit
۸۱. در مسلخِ حوادث، فقط آنان که از خویش گذشتهاند، بر تارکِ تاریخ میدرخشند.
۸۲. قفسِ تنگِ زمین را با بالِ رضا بشکن و در بینهایت آشیان کن.
۸۳. صبر، نه انتظار برایِ فرج، که حفظِ وقارِ جان در میانهٔ تلاطم است.
۸۴. آنکه درونی آباد دارد، از هر ویرانیِ برونی، معبری برایِ عروج میسازد.
۸۵. حقیقت، فراتر از غبارِ آهن و آتش، بر مسندِ ابدیت حکم میراند.
۸۶. در هنگامهٔ اضطرار، ثباتِ قدمِ تو، لنگرگاهِ کشتیِ شکستگان است.
۸۷. هر زخمی که بر پیکرِ حقطلب مینشیند، دریچهای گشوده به سویِ روشنایی است.
۸۸. عزیمت در راهِ درست، والاتر از رسیدن به مقصدهایِ فانی و زودگذر است.
۸۹. در قحطیِ انسانیت، کریمانه بخشیدن، بزرگترین جهادِ ممکن برایِ روح است.
۹۰. مرگ، تنها یک جابهجاییِ ساده در جغرافیایِ حضورِ لایزالِ خداوند است.
۹۱. صلابتِ کوه از سنگ نیست، از ریشهای است که در عمقِ زمین پنهان است.
۹۲. نترس؛ آنکه جان را آفرید، راهِ نگاهداریاش را بهتر از هر قدرتی میداند.
۹۳. شرافت، جامهٔ رزمِ توست؛ آن را در هیچ بازارِ مصلحتی به حراج نگذار.
۹۴. پیروزیِ نهایی، غلبه بر وسوسهٔ فروپاشی در اوجِ فاجعه است.
۹۵. حماسه، بر لبهٔ تیغ نوشته میشود، نه در گوشهٔ امن و عافیت و آسودگی.
۹۶. وقتی جهان در سکوت فرو میرود، فریادِ استقامتِ تو طنیناندازِ ملکوت است.
۹۷. جانِ رسته از بندِ تعلق، نفوذناپذیرترین دژ در برابرِ هجومِ بیگانگان است.
۹۸. تیرها به جسم میخورند، اما اراده از جنسی است که سلاحی بر آن کارگر نیست.
۹۹. امانتدارِ رنج باش؛ این اندوه، همان گنجی است که مسِ وجود را طلا میکند.
۱۰۰. بمان و گواهی بده؛ که حق ایستاده است، حتی اگر تمامِ جهان بر آن بتازد.
✍️ به قلم:بهرام محمدی DBA
🏛 دکترینِ حَد
@bmlimit
- ۹۸۶
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط