#معلم_مافیا_من
#معلم_مافیا_من
#پارت10
تهیونگ رفته بود که از کافه تریاا قهوه بگیره که اومد با دید صحنه ایی داشت اتفاق میافتاد خشکش زد جونگکوکش داشت یونگی خ/فه میکرد با عجله به سمتش رفت
& یاا کوک اروم باش ولش کن. (سعی در آروم کردن کوک)
٪ تقصیر اونه جیمین اونجاست (گریه و تکان دادن یونگی)
& باشه جیمین خوب میشه نگران نباش (اروم)
ویو ادمین
جونگکوک گل//وی یونگی رو ول کرد و انگشت اشاره اش رو به سمت یونگی گرفت
٪ اگه یه چیزیش بشه یه ب//لایی. شرت بیارم که توی زندان بپوسی پیرمرد (عصبی و کلافه)
ویو جونگکوک
یقه یونگی رو ولی کردم کلافه بودم اون مرد که کنار یونگیی بود اسمش چی بود یادم رفت؟
ادمین.. فرزندم حافظه ات با ماهی رقابت میکنه😂 (فیکه به دل نگیرین)
٪هیی تو کی دیگه
ادمین . فرزندم اد یونمینم
٪به جه///نم که کی هستی گو//رتو گم کن
ادمین . باشه حالا میخواستم اسم اون مرد رو بگم
٪ واقعا؟ بگو
ادمین.. یه عذرخواهی هم کنی کافیه ولش اسمش کیم تهیونگه
ویو جونگکوک
واقعا ادمینه دیو//نس به هر حال اسمش رو فهمید واقعا جذ//ابه ولش کنیم خیلی نگران جیمینم
چند ساعت گذشته بود جیمین هنوز زیر تی//غ عمل بود همه کلافه بودن به والدین جیمین نگفته بودن فکر جونگکوک به جیمین بود رفیقش که تموم مدت کنارش بود
در اتاق عمل باز شد و برانکاردی که یه ج//سد که روش پرده سفید کشیده بودن بیرون اومد بند دل همه پاره شده
٪ جیمینا نبود نه؟ (ترس)
& نمیدونم.. (شرمنده)
دکتر اومد و جونگکوک با دیدن دکتر به سمتش رفت
٪حال دوستم چطوره خوبه
با حرفی که دکتر زد جونگکوک بند دلش خالی شد....
چطور بود؟
عالی(🔥)
بد نبود (😭)
#پارت10
تهیونگ رفته بود که از کافه تریاا قهوه بگیره که اومد با دید صحنه ایی داشت اتفاق میافتاد خشکش زد جونگکوکش داشت یونگی خ/فه میکرد با عجله به سمتش رفت
& یاا کوک اروم باش ولش کن. (سعی در آروم کردن کوک)
٪ تقصیر اونه جیمین اونجاست (گریه و تکان دادن یونگی)
& باشه جیمین خوب میشه نگران نباش (اروم)
ویو ادمین
جونگکوک گل//وی یونگی رو ول کرد و انگشت اشاره اش رو به سمت یونگی گرفت
٪ اگه یه چیزیش بشه یه ب//لایی. شرت بیارم که توی زندان بپوسی پیرمرد (عصبی و کلافه)
ویو جونگکوک
یقه یونگی رو ولی کردم کلافه بودم اون مرد که کنار یونگیی بود اسمش چی بود یادم رفت؟
ادمین.. فرزندم حافظه ات با ماهی رقابت میکنه😂 (فیکه به دل نگیرین)
٪هیی تو کی دیگه
ادمین . فرزندم اد یونمینم
٪به جه///نم که کی هستی گو//رتو گم کن
ادمین . باشه حالا میخواستم اسم اون مرد رو بگم
٪ واقعا؟ بگو
ادمین.. یه عذرخواهی هم کنی کافیه ولش اسمش کیم تهیونگه
ویو جونگکوک
واقعا ادمینه دیو//نس به هر حال اسمش رو فهمید واقعا جذ//ابه ولش کنیم خیلی نگران جیمینم
چند ساعت گذشته بود جیمین هنوز زیر تی//غ عمل بود همه کلافه بودن به والدین جیمین نگفته بودن فکر جونگکوک به جیمین بود رفیقش که تموم مدت کنارش بود
در اتاق عمل باز شد و برانکاردی که یه ج//سد که روش پرده سفید کشیده بودن بیرون اومد بند دل همه پاره شده
٪ جیمینا نبود نه؟ (ترس)
& نمیدونم.. (شرمنده)
دکتر اومد و جونگکوک با دیدن دکتر به سمتش رفت
٪حال دوستم چطوره خوبه
با حرفی که دکتر زد جونگکوک بند دلش خالی شد....
چطور بود؟
عالی(🔥)
بد نبود (😭)
- ۳۵۷
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط