تمام نام‌ها...

تمام نام‌ها...

بی هیچ نام

می آیی

اما تمام نام های جهان باتوست

وقت غروب نامت

دلتنگی ست

وقتی شبانه چون روحی عریان می آیی

نام تو وسوسه است

زیر درخت سیب نامت

حواست

و چون به ناگزیر

با اولین نفس که سحر می زند

می گریزی

نام گریزناکت

رویاست...



"حسین منزوی"



از کتاب: ترمه و تغزل – برگزیده شعر حسین منزوی

انتشارات روزبهان / چاپ هشتم / بهار 94
عکس: گورستان بی نام و نشان پناهندگان در یونان
دیدگاه ها (۳)

هیچ ‌یک از کودک‌کشی‌ها را به کثیفی "جنگ" نمی‌دانم؛معرکه‌ای ک...

مرا فراموش خواهی کرداز من جدا خواهی شدپس مرا از غارم بیرون ن...

قصه ی مامن و توهم به پایان رسیداما...امانم را بریده انداین ک...

من برای او که خواستاما نتوانست دعا می کنم.سید علی صالحیپلاسک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط