آزاد آزادم ببین چون عشق درگیر من است

آزاد آزادم ببین چون عشق درگیر من است
دیگر گذشت آن دوره که تقدیر زنجیر من است
شاید نمی دانی ولی از خود خلاصم کرده ای
آیینه ی خالی فقط امروز تصویر من است
از عشق تو برباد رفت آن آبروی مختصر
من روح بارانم ببین ، چون عشق تقدیر من است …
دیدگاه ها (۱)

یاد داری که موسم پاییز جانب باغ و بوستان رفتیم دست در دست یک...

صنما بیا صنما بیا که به عهد بسته وفا کنم سر و جان و تن، دل و...

همین که پیش هم باشیم،همین که فرصتی باشه همین که گاهی چشمامون...

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش ا...

زندگی، بازیِ عجیبی است.چقدر درد دارد که با تمامِ توان، با تم...

نویسنده فیک نویس:اورانیا لاجورد. نام رمان فیک:« سایه های خون...

نویسنده فیک نویس:اورانیا لاجورد. نام رمان فیک:« سایه های خون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط