شاعر که باشی

شاعر که باشی
بند دلت دست این واژه هاست...‌.

بی توجه به های های
نگاهی که هی رنگ به رنگ میشود
 تو را این سو و آن سو میبرند

و ناگهان
بین چهار دیوارِ تجسم
پشت  به حرفهای نگفته ات
دست سایه های آب رفته را
میگیرند و میروند

و تو چه معصومانه پای شعرت ....
جان میدهی

شاعر که باشی...
آه لعنت
لعنت بر این واژها

#فلور_فرشچی
دیدگاه ها (۱)

من مرده ام !عطر تنتمتهم ردیف اول است ... #زکیه_خوشخو

فڪر ڪردن بہ تـــُــــویعنـــۍغزلــــۍ شور انگیـــــز...#م...

.هوای اینجا پر از نفسهایی ست که بی تو مرده اند.‌... می دانی ...

"ملکه کشور!.."part.11🌿🕊️کلارا: میبینم که... کلاغا«یه چشم‌قره...

پارت 66

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط