محتاج دمم از نفست با دم عشقت

محتاج دمم از نفست با دم عشقت
عالم به فدای تو و آن عالم عشقت

یک زخمه به تار دل من کاش بیافتد
داروی دلم نیست بجز مرهم عشقت

رفتی و ندانسته ام افسوس دلیلش
اشک من و دریای غمی از نم عشقت

هر بیت که از بهر تو گفتم غزلی شد
بسیار دلم گشته چو اینک کم عشقت

آهم همه دمساز دم نای غمی شد
شد سهم من افسردگی و ماتم عشقت

دیوانه و دیوانه و دیوانه ترینم
رسوای دو عالم شده ام از غم عشقت

جادوی نگاه تو به هم ریخته شهری
هر خانه چو ویرانه شود در بم عشقت
دیدگاه ها (۳)

چه سکوتی است میان تو و این حس دلم ...من پر از حرفم و تو جذب ...

من نـــــــاز نمیـکشم دلت خاست برو کج کج نکنم نگـــــــاه ...

دوستت دارم..چرایش پای توممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از من...

گرشوم دیوانه‌ات دیوانه من میشوی؟جان فدایت میکنم جانانه ی من ...

Attar-050525

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

محتاج دمم از نفست با دم عشقتعالم به فدای تو و آن عالم عشقتیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط