𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:84

-چرا سوجین؟ میخواستی چیکار کنی؟ یه زن مجرد با یه بچه میخواد توی یه کشور غریبه دقیقا چه غلطی بکنه؟؟؟؟؟
+ن.....نمیدونم....
دهن باز کرد که چیزی بگه....
اما نگفت...
فقط سرشو انداخت پایین و بعد از چند ثانیه با برداشتن کتش از روی تخت منو توی اتاقش تنها گذاشت....
تقریبا یه ساعتی گذشته بود که برگشت....
بوی تند سیگار میداد....
فقط یه جمله گفت...
-دیگه پاتو از عمارت نمیزاری بیرون....
تعجب کردم....
میخواست چیکار کنه؟؟
+م‌...منظورت چیه؟؟
-تا وقتی یه توضیح قانع کننده نداشته باشی پاتو از عمارت که هیچ، از این اتاقم بیرون نمیزاری سوجین! یه بار...فقط یه بار گذاشتم از این عمارت خراب شده بری بیرون و یکم تنها باشی، ولی داشتی خودتو به کشتن میدادی!
+یونجون....
از خشمش کم شد...
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط