آه...!

آه...!
ای کبوتر خسته ء شکسته پای خونین بال،
درست آمده ای،
دستان من پناهگاه توست درین شب طوفانی و سرد زمستان،
به گرمایش اعتماد کن،
تن رنجور و مجروحت را با آرامش در میانش رها نما
بگذار تا گرمای دستانم لابلای پرهای خیس و یخ زده ات را پر کند،
تا با آرامش،
چشمان معصوم و زیبایت را بر هم گذاری و لحظه ای بیارامی.
باشد که فردا روزی باز سلامتت را باز یابی و زیبایی پروازت را به رخ آزادگان و دوستدارانت بکشانی،
وانگیزه ای شوی برای اسیران دربند،
که با دیدن شکوه پروازت، آرزوی آزادی را فراموش نکنند.
قول میدهم که پس از بهبودیت،
دستان من همچنان باز باشد وتو
آزادی تا بپری وآزاد باشی،
آزاد آزاد....

اما نه،
تنها به زبانم نگاه نکن،
چشمانم را ببین که چگونه التماست میکنند که :
نرو...!
اگر بروی آزادی و اگر بمانی آزاده،
که با ماندنت آزادیت رافدای آزاد کردن من از غم تنهایی میکنی،

آزاده باش،
آزاده...
دیدگاه ها (۳)

📌تودهنی زنان آذربایجانی به «علی‌اف»زنان و دختران آذربایجان د...

دکلمه بسیار زیبایی از استاد ❤ داریوش عزیز ❤با شعری از زنده ی...

سوپرایز خواستگاری در اتاق عمل😍😍😍😍😍😍#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #...

🌹❤️🌹

نَه دِل بَستِه اَم،نَه وابَستِه• مَن جانَم بِه جانِت بَستِه•...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

شلوار جاگر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط