.
.
.
.
آن یار که عهد دوستاری بشکست
میرفت و منش گرفته دامان در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
.
. .
.
.
آن یار که عهد دوستاری بشکست
میرفت و منش گرفته دامان در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
.
. .
- ۸۵۹
- ۲۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط