سناریو ژدیدد باجی با ریندو رو هم که گفته بودید میخوام بزا
سناریو ژدیدد باجی با ریندو رو هم که گفته بودید میخوام بزارم ولی ایده ندارم بگذریم بریم برا بیوگرافی .
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اسم : سوزوکی ساما
سن : ۱۶
قد : ۱۵۵
تایپ شخصیتی:ENFP
شیپ : سانا مانجیرو ( مایکی )
بک استوری :
باباش معتاد بوده و همش اونو میزده . مامانش از باباش طلاق میگیره ، خانواده باباش نمیزاره که مامانش سوزوکی رو ببره . مامانش با یه مرد مهربون که وضع نسبتا خوبی داشته ازدواج میکنه . یک روز آفتابی زیبا ولی خب برای سوزوکی اون روز خیلی هجیب بوده هم قشنگ و هم افتضاح ( اینجا ۶ سالشه ) . باباش میخواد اونو برای خرجای خودش به یک پیرمرد پول دار بفروشه ولی خب اون سوزوکیه، چای سبزش رو میریزه روی پیرمد و سر فلنگو میبنده هو میره دنبال مامانش. بعد کلی راه رفتن روی یه نیمکت چوبی میشینه. و اونجا با مایکی آشنا میشه هو اینا مایکی از همون روز عاشق سوزوکی میشه . سوزوکی میفهمه خونه مامانش دقیقا روبرو خونه مایکیه .
قدرت : ۱۰/۱۰
قدرت دفاعی : ۱۰/۱۰
سبک مبارزه : مشت و لگد
استایل : نمیتونم توضیح بدم جاش عکس میدم
وسیله نقلیه : موتور ( مدلش و عکسش رو میدم قرمزم هست )
ظاهر : موهای قهوهای کوتاه جلوش یه آبی خاص . چشاش قهوهای . خیلی خوش اندامه ولی خب اشتهاش از خرس بیشتره
غذای مورد علاقه: دانگو . رامن . کوفته برنجی .
علایق: دوستاش _ مایکی ×¹⁰⁰⁰⁰ _ مادرش _ گورباه _ ai _ گیم _گوشیش _ دعوا _ موتور _ تومان _ ناپدریش _و...
تنفر : خودش ×¹⁰⁰⁰⁰_پدرش
بیماری : افسردگی _ و زخماش ممکنه یک ساعت طول بکشه تا بند بیاد
وو همین چقدر طولانی شد البته بعدا باز شاید ادامشو بزارم .
همین دیه بایییییی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اسم : سوزوکی ساما
سن : ۱۶
قد : ۱۵۵
تایپ شخصیتی:ENFP
شیپ : سانا مانجیرو ( مایکی )
بک استوری :
باباش معتاد بوده و همش اونو میزده . مامانش از باباش طلاق میگیره ، خانواده باباش نمیزاره که مامانش سوزوکی رو ببره . مامانش با یه مرد مهربون که وضع نسبتا خوبی داشته ازدواج میکنه . یک روز آفتابی زیبا ولی خب برای سوزوکی اون روز خیلی هجیب بوده هم قشنگ و هم افتضاح ( اینجا ۶ سالشه ) . باباش میخواد اونو برای خرجای خودش به یک پیرمرد پول دار بفروشه ولی خب اون سوزوکیه، چای سبزش رو میریزه روی پیرمد و سر فلنگو میبنده هو میره دنبال مامانش. بعد کلی راه رفتن روی یه نیمکت چوبی میشینه. و اونجا با مایکی آشنا میشه هو اینا مایکی از همون روز عاشق سوزوکی میشه . سوزوکی میفهمه خونه مامانش دقیقا روبرو خونه مایکیه .
قدرت : ۱۰/۱۰
قدرت دفاعی : ۱۰/۱۰
سبک مبارزه : مشت و لگد
استایل : نمیتونم توضیح بدم جاش عکس میدم
وسیله نقلیه : موتور ( مدلش و عکسش رو میدم قرمزم هست )
ظاهر : موهای قهوهای کوتاه جلوش یه آبی خاص . چشاش قهوهای . خیلی خوش اندامه ولی خب اشتهاش از خرس بیشتره
غذای مورد علاقه: دانگو . رامن . کوفته برنجی .
علایق: دوستاش _ مایکی ×¹⁰⁰⁰⁰ _ مادرش _ گورباه _ ai _ گیم _گوشیش _ دعوا _ موتور _ تومان _ ناپدریش _و...
تنفر : خودش ×¹⁰⁰⁰⁰_پدرش
بیماری : افسردگی _ و زخماش ممکنه یک ساعت طول بکشه تا بند بیاد
وو همین چقدر طولانی شد البته بعدا باز شاید ادامشو بزارم .
همین دیه بایییییی
- ۱۳۸
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط