سر می گذارم بر گره پارچه ی سبزی که به پنجره فولاد بسته شد

سر می گذارم بر گره پارچه ی سبزی که به پنجره فولاد بسته شده
می دانم شفایم می دهی
و از این بغض مانده در گلو رهایم می کنی
و بعد گریه امانم را می برد
و تو امانم می دهی ..


کانال امام رضا(ع)🔰
دیدگاه ها (۱)

🎥🇮🇷💚 ایران، ایرانِ امام رضاست... 💚🇮🇷🌹🕌✨ سخنانی ماندگار از حض...

🌱🕊️💚 حرف دل با امام رضا(ع) 💚🕊️🌱🥹💔 گاهی دلمان فقط یک پناه می‌...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و یکم: میراث رضا (ع) (بخش پایانی)

( last minute )

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

انسان ممکن به خطا هست. ولی خدایی بعضی جا ها.رعایت کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط