سر می گذارم بر گره پارچه ی سبزی که به پنجره فولاد بسته شد

سر می گذارم بر گره پارچه ی سبزی که به پنجره فولاد بسته شده
می دانم شفایم می دهی
و از این بغض مانده در گلو رهایم می کنی
و بعد گریه امانم را می برد
و تو امانم می دهی ..


کانال امام رضا(ع)🔰
دیدگاه ها (۱)

گریه های شب جمعه چه خریدن داردنوکرت تا خود تو شوق رسیدن دارد...

🍃 🌻 🌻 🍃 👌 به این باور رسیده امکه؛وقتی تو از یادم می روی....د...

هـواے #حسیـــن، هـواے حَــرَمهـواے #شـب_جمعہ زد بہ سَـرَمروا...

last minute

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۸یک هفته گذشت.می-سوک کم کم داشت ...

Novel panleo ♡ #part⁵⁶ ♡『 paniz 』مچ دستم رو سمت خودم کشیدم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط