همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی؛
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی؛
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد؛
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی.

http://opizo.com/lvUXa9
دیدگاه ها (۱)

#ویسگون #آلبوم_عکس#مجله_عکس_ارغوانی#گشت_و_گذار#جهانگردیhttp:...

#جهانگردی#ویسگون#آلبوم_عکس#مجله_عکس_ارغوانی#عکسهای_من_علی#هن...

#هنری #ویسگون #آلبوم_عکس #مجله_عکس_ارغوانی #عکسهای_من_علی #ج...

#هنری #ویسگون #آلبوم_عکس #مجله_عکس_ارغوانی #عکسهای_من_علی h...

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط