عاشق نشدي زاهد ديوانه چ ميداني درشعله نرقصيدي پروانه چه

عاشق نشدي زاهد ديوانه چ ميداني درشعله نرقصيدي پروانه چه ميداني لبريز مي غمها شد ساغر جان من خنديدي و بگذشتي پيمانه چه ميداني يك سلسله ديوانه افسون نگاه او اي غافل از ان جادو افسانه چ ميداني عاشق شو مستي كن ترك همه هستي كن اي بت نپرستيده بتخانه چه ميداني تو سنگ سيه بوسي من چشم سياهي را مقصود يكي باشد بيگانه چه ميداني6\9\1393 س 51\5
دیدگاه ها (۲۴)

به این میگن جنگاور

یادگار مادر عزیزم

بنواز تا آهنگ برخاسته از پنجه هایت ببرد غم از دلم به جایی دو...

ملوچکم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط