پارت
پارت 4
-آتسوشی بازم که تو اینجایی! از وقتی وارد این دبیرستان شدی همش دفتریییی اگر یک بار دیگه تکرار بشه اخراجییی حالا برو بیرون
رفتم بیرون و رفتم توی دست شویی اونجا تنها جایی بود که میتونستم بدون اینکه کسی منو ببینه گریه کنم و گذاشتم اشک هام روی گونه هام بریزه
ویو آکوتاگاوا
اون دختره چرا نیومد؟
+معلم میشه برم دست شویی؟
_بله حتما
.
.
رفتم دنبال اون دختره بگردم که صدای گریه کسی از دست شویی پسرانه اومد اما اون صدا صدای گریه یک پسر نبود رفتم و درو باز کردم
ویو آتسوشی
در باز شد گریه ام بند اومد و به آکوتاگاوا که درو باز کرد خیره شدم
-توی دست شویی پسرانه چیکار میکنی دختره ی جن_
چییی؟ دست شویی پسرانه؟؟ نگاه به در آبی کردم وایییی آشتباهی اومدم توی دست شویی پسرانه
اومدم برم بیرون که پام بخاطر سرامیک خیس سر خورد و افتادم روی آکوتاگاوا گونه هایش سرخ شدن و چند ثانیه مکث کرد بعد منو هل داد عقب
_دختره ی جن_ چیکار میکنی
+ببخشید
.
.
رفتم سر کلاس و میتونستم صدای پچ پچ بچه هارو که منو مسخره میکردن بشنویم
.
.
رسیدم خونه
_مدیرت زنگ زد واقعا که آبروی خانواده مارو بردیییی اصلا تو دیگه دختر من نیستی
بعد شنیدن اون حرفا از مامانم خیلی ناراحت شدم و رفتم بیرون رفتم جای پل
اگر الان بپرم همه چی تموم میشه؟
و..... پریدم
من نمردم؟
نه کسی منو نگه داشته بود
بدون نگاه کردن به قیافش بهش مشتو لگد زدم
+ولم کننننن
_هوی دختره آرومم
آکوتاگاوا بودددد دیگه نزدمش
منو ول کرد
_حواست باشه اگر بمیری خیلی ها ناراحت میشن مثل من
و راهشو کشید و رفت
ادامه دارد
-آتسوشی بازم که تو اینجایی! از وقتی وارد این دبیرستان شدی همش دفتریییی اگر یک بار دیگه تکرار بشه اخراجییی حالا برو بیرون
رفتم بیرون و رفتم توی دست شویی اونجا تنها جایی بود که میتونستم بدون اینکه کسی منو ببینه گریه کنم و گذاشتم اشک هام روی گونه هام بریزه
ویو آکوتاگاوا
اون دختره چرا نیومد؟
+معلم میشه برم دست شویی؟
_بله حتما
.
.
رفتم دنبال اون دختره بگردم که صدای گریه کسی از دست شویی پسرانه اومد اما اون صدا صدای گریه یک پسر نبود رفتم و درو باز کردم
ویو آتسوشی
در باز شد گریه ام بند اومد و به آکوتاگاوا که درو باز کرد خیره شدم
-توی دست شویی پسرانه چیکار میکنی دختره ی جن_
چییی؟ دست شویی پسرانه؟؟ نگاه به در آبی کردم وایییی آشتباهی اومدم توی دست شویی پسرانه
اومدم برم بیرون که پام بخاطر سرامیک خیس سر خورد و افتادم روی آکوتاگاوا گونه هایش سرخ شدن و چند ثانیه مکث کرد بعد منو هل داد عقب
_دختره ی جن_ چیکار میکنی
+ببخشید
.
.
رفتم سر کلاس و میتونستم صدای پچ پچ بچه هارو که منو مسخره میکردن بشنویم
.
.
رسیدم خونه
_مدیرت زنگ زد واقعا که آبروی خانواده مارو بردیییی اصلا تو دیگه دختر من نیستی
بعد شنیدن اون حرفا از مامانم خیلی ناراحت شدم و رفتم بیرون رفتم جای پل
اگر الان بپرم همه چی تموم میشه؟
و..... پریدم
من نمردم؟
نه کسی منو نگه داشته بود
بدون نگاه کردن به قیافش بهش مشتو لگد زدم
+ولم کننننن
_هوی دختره آرومم
آکوتاگاوا بودددد دیگه نزدمش
منو ول کرد
_حواست باشه اگر بمیری خیلی ها ناراحت میشن مثل من
و راهشو کشید و رفت
ادامه دارد
- ۱۶۷
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط