#سناریو

#سناریو
#اسکیز
از اسکیز وقتی تنها دختری و فقط ۱۴ سالته و تو فن ساین یه فن دختر ل**ز دستشو می‌زاره رو کمرت و میگه بیا با*تم شو

چان: میبینه شمارو عصبانی میشه سعی میکنه با کمی علامت دادن دختررو ازت دور کنه

لینو: این بچع اونقد که مهربونه میبینه میاد پایین به بهونه باهم اهنگ خوندن دورش میکنه

چانگبین: میخواست رو استی ها اب بریزه ولی اون دختررو. میبینه هرچی تو بطری بودو روی اون خالی میکنه

هیونجین: به بادیگارداش میگه دختررو ازت دور کنن

هان:سعی میکنه سکوت برقرار کنه و موفق میشه که درهمون لحظه دختره با صدای بلند میگ باتم میشی و همه استی و اعضا پشمای نداشتشون ریخت برعکس جی وای پارک (رئیس جی وای پی) هم اونجا بود،مات و مهبوت مونده بود که یهو از سر عصبانیت پاشد به دختره سیلی زد


فلیکس: سریع میاد پایین دستتو میگیره میبره رو استیج، دختره هم از حرص میترکید ولکنت شد


سونگمین: این بچه از اونجایی که زیادی رکه برمیگرده بهش میگ زیادی کارش اشتباهه و خب چون یکمم مستحجن حرف زد بادیگاردا مجبور شدن دخترو. بندازن بیرون


ای. ان:( اینجا بچه نون مثلا ۱۶ سالشه) تورو قبلا تو کنسرتاهم دیده بود و. عاشقت شده بود و یهو بهت درخواست میده رلش شی




بچها اگ چرت بود شرمنده بدجوری سرماخوردم چیزی به مغزم نمیاد ولی بخواطر شما عزیزان میزارم
دیدگاه ها (۰)

رمان

پارت هشتم کوک. رفتم شرکت خودم که جیمین و تهیونگ هم آنجا بودن...

خنده ی ممنوعه.

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط