هیونجین ویو

هیونجین ویو
اومد پایین شبیه فرشته ها شده بود
داشتم بهش نگاه میکردم
ا.ت: خیلی پرویی میگم شبیه پسر هوس بازآ هستی میگی نه
هیونجین: پس من هوس باز هوم
رفتم جلو که بر خلاف چیزی که انتظار داشتم از جاش تکون هم نخورد
ا.ت: چیه فکر کردی میرم عقب یا ازت میترسم
سرم گذاشتم رو شونش
هیونجین: یه کاری نکن اون روی من بالا بیاد وگرنه ترو که ماله خودم کنم پشیمون میشی
ا.ت: واییییییییییی ترسیدم هه بشین و منتظر باش من هیچوقت مال تو نمیشم
هیونجین: خود دانی حالا هم تا حوصله سر نره بشین تلوزیون نگاه کن
ا.ت: میخوام برم بیرون
هیونجین: و اون وقت فکر کردی من میزارم
ا.ت: آره
هیونجین:نمیشه
ا.ت: پس من میرم تو اتاقم ایش
دیدگاه ها (۰)

ا.ت ویورفتم تو اتاقم نشستم رو تخت یکم فکر کردم دراز کشیدم رو...

ا.ت ویو رفتم سمت دستشویی از یه خانمی گوشی گرفتم تا به یکی زن...

هیونجین ویوبراش چند دست لباس خریدم برگشتم عمارترفتم تو اتاق ...

ا.ت: ما هم برگ چقندریم از منم نظر بخواهیونجین: ببند دهنتو خد...

سناریو سانزو پارت ۲

ویوی کوک از اون روز به بعد تصمیم داشتم که ا. ت رو خونه تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط