تو یک بوسه به لبهایم بدهکاری ، کجا رفتی
تو یک بوسه به لبهایم بدهکاری ، کجا رفتی
تو از فرط ِ مسلمانی گنه کاری ، کجا رفتی
چه گویم من جواب این لب ِ گستاخ و بی پروا
که هر دم می کند شکوه ز بیکاری ، کجا رفتی
ندانستی چه کردم من ز بهر ِ ماه ِ رخسارت
که هر دم تو به فکر ِ جنگ و پیکاری ، کجا رفتی
مرا در خود رها کردی چو خاری در بیابان ها
ندیدم من چنین جور و جفاکاری ، کجا رفتی
من ان داغ ِ شقایق های باران خورده ی دشتم
تو که سیمین بر و نقش ِ قلمکاری ، کجا رفتی
به هر الاله ای من می رسم نام ِ تو را جویم
نشان گوید ز داغش با فداکاری ، کجا رفتی
چو وامق من وفادارم به عشق و شور عَذرایم
تو از شرمت کنی با من ستمکاری ، کجا رفتی
من ان فرهاد ِ تنهایم که با جان بیستون کندم
بیا شیرین ، ندارم من کس وکاری ، کجا رفتی
گرفتی عقل و دین و دیده ی این قیس ِ مجنون را
بیا کز من تو جانم را طلب کاری ، کجا رفتی
تو از فرط ِ مسلمانی گنه کاری ، کجا رفتی
چه گویم من جواب این لب ِ گستاخ و بی پروا
که هر دم می کند شکوه ز بیکاری ، کجا رفتی
ندانستی چه کردم من ز بهر ِ ماه ِ رخسارت
که هر دم تو به فکر ِ جنگ و پیکاری ، کجا رفتی
مرا در خود رها کردی چو خاری در بیابان ها
ندیدم من چنین جور و جفاکاری ، کجا رفتی
من ان داغ ِ شقایق های باران خورده ی دشتم
تو که سیمین بر و نقش ِ قلمکاری ، کجا رفتی
به هر الاله ای من می رسم نام ِ تو را جویم
نشان گوید ز داغش با فداکاری ، کجا رفتی
چو وامق من وفادارم به عشق و شور عَذرایم
تو از شرمت کنی با من ستمکاری ، کجا رفتی
من ان فرهاد ِ تنهایم که با جان بیستون کندم
بیا شیرین ، ندارم من کس وکاری ، کجا رفتی
گرفتی عقل و دین و دیده ی این قیس ِ مجنون را
بیا کز من تو جانم را طلب کاری ، کجا رفتی
- ۲.۳k
- ۲۷ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط