مامان کوک وقتی این حرف رو زد بهم خیلی ترسیدم از جونگ کوک
مامان کوک وقتی این حرف رو زد بهم خیلی ترسیدم از جونگ کوک
بعد عروسی که امدیم خونه لباسم رو عوض کردم. جونگ کوک یک لحضه آمد تو اتاق که سکته زدم.
ات. ای منحرف برو بیرون (دمپایی زد بهش)
جونگ کوک . باشه رفتم
بعد اینکه لباسم رو عوض کردم امدم بیرون که دیدم کوک نشسته رو مبل سیگار میکشه
ات. جونگ کوک این ها رو نکش ضرر داره برات
کوک. تا اون موقع دمپایی پروندی بهم حالا نگران می
ات. هی هی من صلاحت رو میخوام میدونم پشت اون صورت اخمو چی هست!
کوک . هه هه هه هه خانم کو چولو انگار خیلی منو میشناسه
ات.........
کوک. ات باتوم بیا اینجا بشین
ات. امد نشست. ات. بله
کوک . دست پخت خوبی داری
ات. شوخیت گرفته من برات قبلا غذا درست میکردم
کوک . خب احمق نیستم میدونم حالا برو غذا برام درست کن
ات. ایششش
رفتم تو آشپز خونه تا شام درست کنم تصمیم گرفتم . نودل درست کنم با پنیر خیلی خوشمزه میشه
نودل رو گذاشتم داغ بشه. با پنیر انداختم روی نودل
رفتم بیرون دیدم کوک نشسته داره فیلم نگاه میکنه
ات. کوک این چه فیلمی هست
جونگ کوک. ترسناک زیر ۲۰ سال نباید نگاه کنن خانم موچولو
ات.من خانم موچولو نیستم
جونگ کوک. من که دیدم هستی.
ات. اههه
مغز جونگ کوک
وقتی ات رو اذیت میکنم خیلی کیوت میشه برای همین هی کرم میریزم بهش
کوک . خب فکر کنم غذا آماده شده
ات. یک ذره هم به تو نمیدم
کوک . فقط جرعت کنی
ات. میخواستم بگم گمشو ولی یاد حرف مامان کوک افتادم پس چیزی نگفتم رفتم
رفتم نودل رو آوردم
دوتا کاسه برای خودم جونگ کوک آوردم براش کشیدم.
کوک . چیشد دلت برام سوخت خانم کو چولو ؟
ات. نه دلم نمی خواست گشنه بمونی
جونگ کوک پوز خند زد
بچه ها خیلی خیلی خیلی خیلی متاسفم به خدا اینجا صدای ممب انفجار میاد برای همین چند دقیقه تو خیابون ها بودیم. و یادم رفتم بنویسم . بخاطر جبران ساعت ۱ ۲ پارت ساعت ۳ ۲ پارت و ساعت ۶ ۳ پارت
بعد عروسی که امدیم خونه لباسم رو عوض کردم. جونگ کوک یک لحضه آمد تو اتاق که سکته زدم.
ات. ای منحرف برو بیرون (دمپایی زد بهش)
جونگ کوک . باشه رفتم
بعد اینکه لباسم رو عوض کردم امدم بیرون که دیدم کوک نشسته رو مبل سیگار میکشه
ات. جونگ کوک این ها رو نکش ضرر داره برات
کوک. تا اون موقع دمپایی پروندی بهم حالا نگران می
ات. هی هی من صلاحت رو میخوام میدونم پشت اون صورت اخمو چی هست!
کوک . هه هه هه هه خانم کو چولو انگار خیلی منو میشناسه
ات.........
کوک. ات باتوم بیا اینجا بشین
ات. امد نشست. ات. بله
کوک . دست پخت خوبی داری
ات. شوخیت گرفته من برات قبلا غذا درست میکردم
کوک . خب احمق نیستم میدونم حالا برو غذا برام درست کن
ات. ایششش
رفتم تو آشپز خونه تا شام درست کنم تصمیم گرفتم . نودل درست کنم با پنیر خیلی خوشمزه میشه
نودل رو گذاشتم داغ بشه. با پنیر انداختم روی نودل
رفتم بیرون دیدم کوک نشسته داره فیلم نگاه میکنه
ات. کوک این چه فیلمی هست
جونگ کوک. ترسناک زیر ۲۰ سال نباید نگاه کنن خانم موچولو
ات.من خانم موچولو نیستم
جونگ کوک. من که دیدم هستی.
ات. اههه
مغز جونگ کوک
وقتی ات رو اذیت میکنم خیلی کیوت میشه برای همین هی کرم میریزم بهش
کوک . خب فکر کنم غذا آماده شده
ات. یک ذره هم به تو نمیدم
کوک . فقط جرعت کنی
ات. میخواستم بگم گمشو ولی یاد حرف مامان کوک افتادم پس چیزی نگفتم رفتم
رفتم نودل رو آوردم
دوتا کاسه برای خودم جونگ کوک آوردم براش کشیدم.
کوک . چیشد دلت برام سوخت خانم کو چولو ؟
ات. نه دلم نمی خواست گشنه بمونی
جونگ کوک پوز خند زد
بچه ها خیلی خیلی خیلی خیلی متاسفم به خدا اینجا صدای ممب انفجار میاد برای همین چند دقیقه تو خیابون ها بودیم. و یادم رفتم بنویسم . بخاطر جبران ساعت ۱ ۲ پارت ساعت ۳ ۲ پارت و ساعت ۶ ۳ پارت
- ۱۰۹.۰k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط