پدر بزرگم مردی آزادی خواه بود .

پدر بزرگم مردی آزادی خواه بود .
پیش از آن که تیر بارانش کنند،تمام شعرهایش را پای درخت انار باغچه چال کرد.
من هیچ وقت شعرهایش را نخواندم؛
اما از انارهای باغچه می شود فهمید

"آزادی" باید سرخ و شیرین باشد…!

داستایوفسکی
دیدگاه ها (۱)

👈 باقالی پلو باگوشت💬 گاهی برای «بهشت خریدن»، لازم نیست کار ع...

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

از ترس تا اعتمادpart: 1 ...

---### رمان: سایه‌های ممنوعه (پارت6)بعد از آن شبِ طوفانی که ...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟑نه ماه بعد...ارتش به پایتخت بازگشت.ی...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۱۷ | مردی که اسمش را می‌دانستبارو...

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط