. ترسم از روزی است که دخترم عاشق شود! ودر رو به رویم بنشی

. ترسم از روزی است که دخترم عاشق شود! ودر رو به رویم بنشیند وبگوید... مامان جونم تو بابایی چطوری عاشق هم شدید؟ وبه لب هایم چشم بدوزد تا برایش از عشق بگویم که به پدرش دارم.. چگونه میتوانم به او بگویم من عاشق کسی دیگر بودم چگونه بگویم اسم عشق ... من همان اسم برادرت است

چگونه از وصال برایش بگویم وقتی چیزی جز فراق نصیبم نشد

چگونه برایش بگویم که تنها برای فراموش کردن عشقم با پدرش ازدواج کردم

سکوت میکنم و او را در آغوش میگیرم و تنها میگویم

دختر کوچولوی من بزرگ شدها...
دیدگاه ها (۱)

ترسم از روزی است که دخترم عاشق شود! ودر رو به رویم بنشیند و...

ترسم از روزی است که دخترم عاشق شود و روبه رویم بنشیند و بگوی...

ارزش خوندــــن داره بخونـــــشخِیلی میترسماز تک تکِ ساعت های...

مامور گفت خدا مرا ببخشد برای اینکه شما غذا بخورید گفتم شما ا...

هزاریک شب شب 30شایان مصریشهرازد :ای سروم وهمسر مهربان من!دیش...

رمان همزادپارت۱۶#آرازتوهوای سربرفی استانبول قدم میزدم و فکر ...

دابسمش زیبا

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

آینده سازان موسیقی ایران😍😍😍😍😍#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط