صبح شد

صبح شد
من
موهایم را شانه زدم
و تمام نوازش هایت
از لابه لای موهایم
ریخت!


#عاطفه_ارزانی
دیدگاه ها (۱)

پر کن از باده ی چشمت قدح صبح مراخود بگومن ز توسرمست شوم یا ...

دو چشمٖ مست تو کز خواب صبح برخیزندهزار فتنه به هر گوشه‌ای بر...

طلوع گرم چشمانت ، مرا صادق ترین صبح استاگر نه کار خورشید جها...

پلک بگشا صنمــا صبـح مـرا روح ببخش...قصه ای تازه در این صبح ...

بدان که در لابه لای تمام خستگی هایتیکی هست که تا همیشه و تا ...

تو بمان ببين كه شب ها برايت لالايى خواهم خواند ..تو بمان،ببي...

سی چهار برای چند هفته همه چیز آرام شد.ما به یک خانه‌ی کوچک خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط