در گوشمان خواندند

در گوشمان خواندند
وما یک صدا گفتیم
بابا آب داد
بابا نان داد
اما هیچکس به ما یاد نداد
که همان بابایی که با دستان پر از مهرش
به ما
آب داد
به ما
نان داد
فقط نباید دستهایش رادید
چشمانش هم دیدنیست
پدر تکیه گاه است
پس وجودش ستودنیست
پدر اسطوره است
پدر کوه استقامت است
پدر آسمانی ترین فرشته ی زمینی ست
پدر پدر است
بی وقفه وبی منت
پدربی حساب دل میدهد
عمروجان میدهد
امااااااااااااااا
فرزند با حساب وکتاب
با چرتکه عشق می‌ورزد واحترام میگذارد
اسطوره ای که طلوع وغروب عمرش را جز خودش هیچکس نمی بیند
دریایی که آرامشش را به همه ارزانی دارد اما کشتی های شکسته ی دلش را هیچکس به ساحل نمی رساند
پدر تنها ترین سردار است
که با قدم زدن
که با نوازش کردن
که با جمع کردن خرده نان های سر سفره
که با جمع کردن پرزهای روی فرش
دردهایش را
غم هایش را
به فراموشی می‌سپارد
ذهن پر آشوبش را آرام میکند
افکار درهم آمیخته اش را سروسامان میدهد
پدر امروزت خجسته .هر روزت مبارک
مریم عسکری
دیدگاه ها (۲)

۱آن روز صبح هوای بهار آنقدر خُنک بود که پنجره ها را بخار پوش...

اگر از طرفداران زندگی سالم و طب سنتی هستید حتما شنیده‌اید که...

در روزگاران قدیم مردی بود ثروتمند و این مرد فرزندی داشت عیاش...

🔘 داستان کوتاه‌ حتما بخونید عالیه#پسر_عیاش_و_وصیت_پدردر روز...

پارت ۲۴ایتاچی و شیسویی، کنار هم خوشحال بودند. هر دویشان یکدی...

نشان خورشید پارت آخر

شیدا و صوفی قسمت سی و شش زیبا نبودند..اما او فرق داشت..اسم...

همینجا از کسایی که میترسن خواهش میکنم نخونن ...

𝑴𝒚 𝑩𝒐𝒅𝒚𝒈𝒖𝒂𝒓𝒅𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖𝟒¶ اون وقت ا/ت خودش زبون نداره اینارو به م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط