جونگ کوک ویو

جونگ کوک ویو
دیدم ا.ت داره با یکی حرف میزنه رفتم بالا سرش که متوجه من نشده دیدم همون پسرست
جونگ کوک: اهم خانم جئون ا.ت شوهرت داره میبینه ها(عصبی)
ا.ت: هااا چیزه میخوام .......
جونگ کوک:تو اتاق سریع(منحرف نشید)
ا.ت: گفتم که
جونگ کوک: یا میای یا با یه راه دیگه میبرمت
ا.ت ویو
باشه بابا اومدم رفتم دنبالش که کمر بندشو درآورد منو هول داد زمین یدونه بهم زد
جونگ کوک:اگر دفعه ی دیگه ببینم با این پسره چت میکنی یا حالا هرچی با کمر بند سیاه و کبودت میکنم فهمیدی( با داد)
ا‌.ت: باشه حالا نخوریمون( با کمی صدای بغض آلود)
تهیونگ: چیشده جریان چیه
ا.ت: هیچی
جونگ کوک:ا‌ت تو میتونی بری( با عصبانیت*
ا.ت: باشه ایش
دیدگاه ها (۲)

تهیونگ: چته جونگ کوک زنته هاجونگ کوک: بهش گفتم دیگه نباید با...

فردا صبح ا.ت ویواز خواب بیدار شدم چشام خیس بود از دیشب گریه ...

ا‌ت ویو فردا صبحیکی داشت موهامو می‌کشیدچشامو باز کردم که دید...

ا‌ت : حالا برو بیرون میخوام لباس بپوشمجونگ کوک: نکنه یادت رف...

شروع فعالیت🌀❤️#ارباب_من#پارت_شیشدکتر: جونگ کوک دختر عموت یه ...

A love that begins with jealousy ✨part14:ویو صبح: پاشدم دیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط