گاهی کاری با تو می کنند

گاهی کاری با تو می کنند
که آدم از آدم بودنش خسته می شود
بیشتر از همیشه دلش می خواهد برود
احساسش را بردارد و بریزد دور
هی روی آن قدم بزند...
دیدگاه ها (۳)

من تو را به هرزبانی ترجمه کردمعشق شدی ...

یکی که بهش بگیم:من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم..چشم بیمار ...

جُرمم این دان کهز جاندوست‌ترت می‌دارم 💫 🌸

از دوری اَت ... 💕 مثل مهره های سفیدِ شطرنجی شده امکه در خانه...

تو می آیی...تا دنیا...روی خوشش را نشان دهد؛تا دل آدمی...آرام...

دریافته‌ام که آدم‌ها هم کارهای خوب می‌کنند و هم کارهای بد، ا...

خسته‌ام از اینکه همیشه باید قوی باشم؛از اینکه همه فکر کنند چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط