شب ها چقدر این حس تنهایی شدت پیدا میکند
شب ها چقدر این حس تنهایی شدت پیدا میکند...
انگار اصلا هیچ کسی را نداری جز تیک تاک وحشتناک ساعت...
جز نگاه خیره به سقف و هشیار شدن با خیسیه گوش....
یه لبخند تلخ به سال های گذشته ای که جز تباهی چیزی برایت نداشته...
و باز هم امید به فردا...
امید،امید....
که بالاخره می اید کسی که باید باشد...
کسی که نوازش کند این تنهایی هارو...
کسی که دلت را گرم میکند نه تخت خوابت را....
هعیییی..
بالاخره می آید....
کسی که وقتی می اید نمیرود...
باورت دارد،معنای عشق راخوب میفهمد.....
انگار اصلا هیچ کسی را نداری جز تیک تاک وحشتناک ساعت...
جز نگاه خیره به سقف و هشیار شدن با خیسیه گوش....
یه لبخند تلخ به سال های گذشته ای که جز تباهی چیزی برایت نداشته...
و باز هم امید به فردا...
امید،امید....
که بالاخره می اید کسی که باید باشد...
کسی که نوازش کند این تنهایی هارو...
کسی که دلت را گرم میکند نه تخت خوابت را....
هعیییی..
بالاخره می آید....
کسی که وقتی می اید نمیرود...
باورت دارد،معنای عشق راخوب میفهمد.....
- ۱.۶k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط