فرمانده ای که همه کارش مثل بقیه بود ؛
فرمانده ای که همه کارش مثل بقیه بود ؛
هر جا بود، مثل بقیه بود، خورد و خوراکش، لباس پوشیدنش، خوابش، کارش، جنگیدنش، اصلا احساس نمی کردی که او فرمانده است و تو زیردستش هستی.
می گفت:«من خدمتگزار کوچکی ام بین خدمت گزارهای بزرگ تر» خودش را از همه کمتر می دانست. فیلم درنمی آورد، واقعا این جوری بود.
مجموعه یادگاران -خاطره ای از کتاب بروجردی، صفحه ۲۸
هر جا بود، مثل بقیه بود، خورد و خوراکش، لباس پوشیدنش، خوابش، کارش، جنگیدنش، اصلا احساس نمی کردی که او فرمانده است و تو زیردستش هستی.
می گفت:«من خدمتگزار کوچکی ام بین خدمت گزارهای بزرگ تر» خودش را از همه کمتر می دانست. فیلم درنمی آورد، واقعا این جوری بود.
مجموعه یادگاران -خاطره ای از کتاب بروجردی، صفحه ۲۸
- ۱۸۰
- ۲۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط