#ترد شده من

#ترد شده من
پـــــــارتـــــــــــــــــ ۱۵
جیمین : ببین داستان از این قراره که من و یونگی پیش هم می‌نشستیم و اون موقع امتحان ریاضی داشتیم منم به لطف چند تا آلفای داخل رات محاصره شده بودم و نرفتم سر کلاس بعد که دیگه شروع به زدن آلفا ها کردم یونگی آمد جلو و منم سه تا مشت نثارش کردم و بعد که مدیر فکر کرد ما دعوا کردیم برگه یونگی را پاره کرد و به من صفر داد و یونگی اخراج شد .
جین : اوه پسر اینا نمی‌دونستم .
یونگی :خاب حالا آنقدر هم با جزئیات نگی چیزی نمیشه
جیمین : ببخشید
یونگی : مهم نیست من که الان شرکت خودم را دارم .
جیمین : وایسا واقعاً
یونگی : آره
جین و جیمین میشینند پیشه بچه ها و شروع به حرف زدن و نوشیدن میکنن.
جونگ کوک : یه سوال چطوری باهم آشنا شدید ؟
جین : ام میخواست که منشیم بشه و همین ما را باهم آشنا کرد .
جونگ کوک : چه جالب
جیمین : منم یه سوال دارم شما و تهیونگ باهم چطوری آشنا شدید ؟
جونگ کوک : ام خاب ما داخل کافه ای که من باریستاش بودم آشنا شدیم .
جیمین : واقعاً که بهم هم می‌خورید .(لبخند )
جونگ کوک: راستی جیمین تو چند سالته هست ؟
جیمین : ۲۲سالمه
جونگ کوک : اوه پس هیونگ صدات میکنم آخه من ۲۰ سالم هست .
جیمین : باشه ولی هیونگ صدام نکن لطفاً خوشم نمیاد
جونگ کوک : باشه منم مشکلی ندارم .
کم کم داشت ساعت ۱ میشد و نامجون و یونگی رفته بودن و من و جین هم خداحافظی کردیم و سمت ماشین رفتیم.
ویوی داخل ماشین ،
جین یه نگاه به جیمین که خوابیده بود کرد از یه طرف دلش میخواست که محکم بوس کنه و از طرف دیگه هم باید مراقب می‌بود که جیمین بیدار نشه .
وقتی رسیدن عمارت جین آمد که جیمین را بیدار کنه که دید مثل یه بچه خوابیده پس اولین حرفی که زد این بود که :....
حمایتــــــــــــ^ ممنونــــــــــ~ قشنگمــــــــــــــــ`°
‌(⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠❤‌
اینم از این پارت برای شروع مدارس شما را به خدا میسپارم امید وارم فردا از مدرسه زنده برون بیام که پارت بعد را بزارم 😂😂😂😅😅
دیدگاه ها (۳)

۹۰درصد آرمیا نمی دونن اگه میدونستن غوغا میشد .

تسلیت آرمیا 😂😂😂😭😭😭😭😭

راست میگه بچه 😂😅

عکس لباس و شلوار جیمین داخل فیک ترد شده من .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط