ای دل

ای دل
که بی گدار به آبی نمیزدی،
بی قایقت
میانه‌یِ دریا چه میکنی؟ . . .



دیدگاه ها (۱)

و من هر گلی را که می دیدماز دستهای تو آغاز می شد ...

همه ی دل خوشی‌ام آخر شب‌ها این استدو سه خط با تو سخن گفتن و ...

درخت را بنام برگبهار را بنام گلستاره را بنام نورکوه را بنام ...

تمام نفس‌هایم بوی دلتنگی می‌دهد! خودت بگو‌ برمی‌گردی یا نبود...

از روز اولی که با تو سفر کردم، سوراخ قایقت را دیدم. با اینحا...

ای تیر غم ات بر دل آن شاخ نشانهخلقی به تو مشهور تو غایب ز می...

راه قدس با کاهلی و تن آسایی و با دل به جیفه بی مقدار دنیا بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط