بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم
کمونیست و چوپان پیر :
روزی کسی از کنار جادهٔ سر خرمن روستا سراغ چوپان پیر آمد و گفت : من یک کمونیستم و از راهی دور آمدم و سؤالی دارم!
چوپان پیر نگاهی به او انداخت و پس ازمکثی گفت:کمونیسم دیگر چیست؟!
پاسخ داد: آن مکتبی اشتراکی است و به آنچه هست برای همه است، قائل است!
چوپان پیر به‌ ناگاه خنده‌اش گرفت.از آن خنده‌های شکمی!
و چون آرام شد محترمانه گفت : راستش را بخواهی من در این دنیا تنها یک کمونیست واقعی می‌شناسم و آن مرگ است! مرگ همه را می میراند و کاملاً اشتراکی و همه‌گیر برخورد می‌ کند؛ خوب باشی یا بد، بزرگ باشی یا کوچک، عالم باشی یا جاهل،فقیر باشی یا ثروتمند،پیر باشی یا جوان،اینجایی باشی یا آنجایی،این مرگ علی‌السویه همه را در می‌یابد و همه در آن مشترک‌اند! مرگ از خود به همه می‌چشاند و کسی را فروگذار نیست.
‌آیا کمونیست‌تر از مرگ می‌ شناسی؟! آن شخص لحظاتی طولانی نگاهش به نگاه نافذ چوپان پیر گره خورد و آنگاه او را گفت: باید راه تا اینجا آمده را باز گردم! و روی برگرداند که باز گردد....
چوپان پیر: پس سؤالت چه شد؟!
آن شخص همانطور که باز می‌ گشت، چوپان پیر را گفت: نمی‌ دانم چه شد؟! هرچه بود اکنون دگر نیست! گویی مرگ آن را هم در ربود!
دیدگاه ها (۰)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :هدف از تمرکز ضد تبلیغا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و آن هم نه به شکل تاری...

بسم الله الرحمن الرحیم اربعین حسینی (ع) تسلیت باد امام صادق ...

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت نهم :امام سجاد در معرفی امیرالمؤ...

***سکوتِ کوتاهی میان آن‌ها حاکم شد؛ سکوتی که تنها با صدای مل...

مرد سایه ها 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط