سناریو درخواستی
سناریو ♡♡☆☆درخواستی..
وقتی برادر اعضا بهت ت.. جا... و.. ز میکنن
نامجون: وقتی میفهمه حالت بده میبرتت بیمارستان ایشون که نداره..
جین: با برادرش دعوا میکنه و میرتت بیمارستان..
شوگا: خیلی اعصبانی میشه و بعد دلداریت میده..
هوپی: ایشونم نداره ولی ناراحت میشه بعدش کلی باهات حرف میزنه و تا ماجرا یادت بره..
جیمین: برات کلی خوراکی میخره و بعدشم اعصبی میره پیش برادرش..
وی: ایشونم که طبق معمول خون جلو چشماشو میگیره..
کوک: زندت نمیزارم.. بعدش برات خوراکی میخره..
وقتی برادر اعضا بهت ت.. جا... و.. ز میکنن
نامجون: وقتی میفهمه حالت بده میبرتت بیمارستان ایشون که نداره..
جین: با برادرش دعوا میکنه و میرتت بیمارستان..
شوگا: خیلی اعصبانی میشه و بعد دلداریت میده..
هوپی: ایشونم نداره ولی ناراحت میشه بعدش کلی باهات حرف میزنه و تا ماجرا یادت بره..
جیمین: برات کلی خوراکی میخره و بعدشم اعصبی میره پیش برادرش..
وی: ایشونم که طبق معمول خون جلو چشماشو میگیره..
کوک: زندت نمیزارم.. بعدش برات خوراکی میخره..
- ۹.۷k
- ۲۹ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط