اخرینپیچ
#اخرین_پیچ
#پارت_7
- خوشمزه بود؟
+ اوهوم( با دهن پر)
+برای شام ممنونم دیگه میرم اتاقم( لبخند)
- یک لحظه .....( کوک حوله ای رو از روی میز بر میداره و به سمت ات میاد)
- همینجا بمون و تکون نخور
(کوک حوله رو دور موهای ات میپیچونه و شروع میکنه به خشک کردن موهای ات مو های ا.ت کمی بلند بود و تا کمرش میومد موهایی که در نور قهوه ای و در تاریکی مشکی است.چشمای جونگ کوک داشت دنبال نقض های ظاهریش می گشت...ولی هیچی این دختر از لحاظ هیکل استعداد و دانایی و زیبایی هیچ نقضی نداشت. اون کاملا بی نقص بود)
+ نیازی به زحمتت نیست خودم اینکارو میکنم( میخواد حوله رو بگیره)
- نگران نباش من برات انجامش میدم ، خدمتکار ممنون میشم یک لیوان گرم برای پارک ات بیاری . ( محکم و خیلی جدی )
( خدمتکار لیوان رو جلو ات قرار میده)
+ ممنونم خانوم
خدمتکار: وظیفمه
+ نیازی به این نبود جئون جونگ کوک!
- تا موهاتو خشک میکنم نوشیدنیتو بخور و اینکه فردا صبح باید بریم تمرین چون شبش مسابقه داریم
+ اوه ..... اوکیه آقای جئون
( کوک موهای ات رو کامل خشک میکنه و بعد بدون هیچ حرفی میره)
درونیه ات
رفت؟! حتی چیزی هم نگفت....... راستش اصلا نمی تونم این جونگ کوک رو درک کنم
خدمتکار: خانوم شما دیگه میتونید برید استراحت کنید ، فردا روز پر کاری رو در پیش دارید
+ عا باشه ممنون ( لبخند)
ویوی ا. ت
وارد اتاقم شدم ، خودمو ولو کردم روی تخت و بعد از اینکه به اتفاق های امروز کردم کم کم چشمام بسته شد و سیاهی ......
لایک و نظرتون درباره فیک = انرژی من بیشتر میشه ⚡
همانا خداوند و نویسنده کامنت گزاران را دوست می دارند.
#پارت_7
- خوشمزه بود؟
+ اوهوم( با دهن پر)
+برای شام ممنونم دیگه میرم اتاقم( لبخند)
- یک لحظه .....( کوک حوله ای رو از روی میز بر میداره و به سمت ات میاد)
- همینجا بمون و تکون نخور
(کوک حوله رو دور موهای ات میپیچونه و شروع میکنه به خشک کردن موهای ات مو های ا.ت کمی بلند بود و تا کمرش میومد موهایی که در نور قهوه ای و در تاریکی مشکی است.چشمای جونگ کوک داشت دنبال نقض های ظاهریش می گشت...ولی هیچی این دختر از لحاظ هیکل استعداد و دانایی و زیبایی هیچ نقضی نداشت. اون کاملا بی نقص بود)
+ نیازی به زحمتت نیست خودم اینکارو میکنم( میخواد حوله رو بگیره)
- نگران نباش من برات انجامش میدم ، خدمتکار ممنون میشم یک لیوان گرم برای پارک ات بیاری . ( محکم و خیلی جدی )
( خدمتکار لیوان رو جلو ات قرار میده)
+ ممنونم خانوم
خدمتکار: وظیفمه
+ نیازی به این نبود جئون جونگ کوک!
- تا موهاتو خشک میکنم نوشیدنیتو بخور و اینکه فردا صبح باید بریم تمرین چون شبش مسابقه داریم
+ اوه ..... اوکیه آقای جئون
( کوک موهای ات رو کامل خشک میکنه و بعد بدون هیچ حرفی میره)
درونیه ات
رفت؟! حتی چیزی هم نگفت....... راستش اصلا نمی تونم این جونگ کوک رو درک کنم
خدمتکار: خانوم شما دیگه میتونید برید استراحت کنید ، فردا روز پر کاری رو در پیش دارید
+ عا باشه ممنون ( لبخند)
ویوی ا. ت
وارد اتاقم شدم ، خودمو ولو کردم روی تخت و بعد از اینکه به اتفاق های امروز کردم کم کم چشمام بسته شد و سیاهی ......
لایک و نظرتون درباره فیک = انرژی من بیشتر میشه ⚡
همانا خداوند و نویسنده کامنت گزاران را دوست می دارند.
- ۷۸۲
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط