مرگ فقرا | شارل بودلر...

مرگ فقرا | شارل بودلر...


مرگ است که تسکین می‌دهد
افسوس! مرگ، امکانِ زندگی‌ست
غایتِ زندگی‌‌ست و تنها امید
که چونان اِکسیری برپامی‌دارد و سرمست می‌کند
و ارزانی می‌دارد دلِ تا شب پیش‌رفتن را

از میانه‌ی توفان و برف و سرما
درخششِ لرزانِ افقِ سیاهِ ماست
پناهگاهِ والای حک‌شده بر کتاب
برای نشستن و آسایش و سیرشدن

فرشته‌ای‌ست
که با خواب و موهبتِ رؤیاهای عمیق
در سرانگشتانِ جادویی‌ِ خویش
بستر را آماده‌می‌کند
برای برهنگان و فقیران

شُکوهِ خدایان است
اتاقکِ مرموزِ کوچکِ زیرشیروانی‌ست
ثروت و موطنِ باستانیِ فقراست
رواقِ گشوده‌ به آسمان‌های ناشناخته است
دیدگاه ها (۱)

You will come one day in a waver of love,Tender as dew, impe...

سخن با تو می گویمتا کلام تو را بهتر بشنومکلام تو را می شنومت...

تنها دوست داشتن و شناختنبایسته استنه معشوق بودنیا شناخته‌شدن...

تنِ نوازش‌شده شکوفا می‌کند دست رامشت گره‌کرده، فقدان نوازش ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط