شب به شب

شب به شب
با لحافی از رویا به خواب میروم..
سرم را
روی بالشی از ارزوها میگذارم...
شب به شب
به امید صبحی که از گوشه پنجره اتاق شاید طلوع کنی
میخوابم
برای ستاره ها میگویم از درد دوری...
و انها
با چشمکی که میزنند ترا به من ارزو میکنند...
میدانی برای داشتنت
سقف اتاقم را پر کرده ام از اشک هایی که در چشمم حلقه زده....
چنان که اگر دیده داشت
چون ابر بهاری میبارید
شب به شب پی میبرم به عشق درونم
و دوباره عاشقتر میشوم از شب قبل...
دوستت دارم
تو بگو
فاصله را چگونه باید کوتاه کرد...؟
دیدگاه ها (۱)

خدایا با نام تو آغاز می کنمشروع هر لحظه راای که زیباترین علت...

نقاش ﻣﺸﻬﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺍﺵ ﺑﻮﺩﺁﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺑﻄﻮﺭ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩ...

😂 😂 😂 😂 خخخخخخخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط