تا بگیرد زندگانی ام صفا گفتم حسین

تا بگیرد زندگانی ام صفا گفتم حسین
با همه بی بندوباری بارها گفتم حسین

دست هایم راگرفتی هرکجا خوردم زمین
تا نهادم دست خودرا روی پا گفتم حسین

اشک هایم را خریدی،خنده دادی جای آن
در میان خنده ها و گریه ها گفتم حسین

هرکه باهرنیّتی خوانده تورا دادی جواب
گاهی بااخلاص وگاهی با ریاگفتم حسین

گاهی در تنهایی ام نام تو را ناله زدم
گاهی دربزم عزایت بی صدا گفتم حسین

تا که دیدم نوکرانت یک به یک زائر شدند
ناگهان بغضم شکست وبی هواگفتم حسین

"ازحرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین"
اربعین،من از وطن تاکربلا گفتم حسین

حال میخواهی جواب شعرمن را هم نده
ابتدا گفتم "حسین" و انتها گفتم حسین
دیدگاه ها (۳)

تا بگیرد زندگانی ام صفا گفتم حسینبا همه بی بندوباری بارها گف...

#السلام_علیک_یا_اباعبدالله

#حسین_جـان❤️تا بگیرد زندگانے ام صفا،گفتم حسینبا همہ بے بندوب...

مذهبی عاشقانه

#حسین_جـان❤️تا بگیرد زندگانے ام صفا،گفتم حسینبا همہ بے بندوب...

عباس کیست؟ عباس،فرزند علی و امّ البنین، در روز چهارم شعبان س...

زندگینامه اقامون حضرت ابوالفضل العباس (ع)جانم به فدایت....عب...

#من_زنده_ام🌷 #قسمت_هفتاد_و_نهموقتی از آن اتاق کثیف به سلولم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط