کاش بودی و می دیدی که چگونه بی اختیار تنهایم گذاشت وبا کس

کاش بودی و می دیدی که چگونه بی اختیار تنهایم گذاشت وبا کسی دیگر هم آغوش شد
کاش بودی و می دیدی که چه لحظه ی غمگینی بود؛وقتی که قلب جوانم را پیر وسالخورده کرد
کاش بودی دلداریم می دادی که پس از غروب دریا؛طلوعش را نیز ببینم
به سن های بعد بگویید که نسل ما نه سرپیاز بود نه ته پیاز...نسل ما خود پیاز بود که هر که ما رو دید گریه کرد...
دیدگاه ها (۱۰)

p26

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۱۵●•_راوی_ (برای اولین بار از ...

بین اون دیوار ها ، قرار نبود اتفاقی بیوفته شاید چون هیچکدوم ...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

پیمان نقره ای

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)بنگچان/ا.تدرحالی که ملافه س...

رقص با سایه ها پارت یک

#ارباب‌سنگدل #پارت_14که نگاهش رفت سمت ...دختری که توی جای ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط