{ ددی مافیایی من }

{ ددی مافیایی من }

{ فصل 2 }

پارت : 7


بارام : هه پس از اون نژاد پرستا اید

بارام : بهتره که همین الان گورتونو از اینجا گم کنید وگرنه


؟ : وگرنه چی ها ؟


؟ : توعه لاغر مردنیه چشم بادومی میخوای چیکار کنی ها ؟


بارام : کاری که حتا فکرشم نمیکنید


بارام ویو :


اینو گفتم که دیدم استاد یا همون یونجون اومد داخل واییییی خدا خیلی کیوته از استایلشم معلومه که بچه پاکیه داشتم بهش نگاه میکردم که دیدم صدام کرد


یونجون : خانم ، خانم با شما ام


بارام : بله یونجــ یعنی استاد


یونجون : شما کره ای هستید ؟


یونجون : چون بهتون نمیخوره که ایتالیایی باشید


بارام : بله استاد من کره ایم


یونجون : چه خوب اخه داخله این مدرسه من تنها کسی بودم که کره ایم


یونجون : خب دانش اموزه جدید میشه خودتو بهمون معرفی کنی ؟


بارام : خب سلام من کیم بارامم و ۱۶ سالمه و احله سئوله کره جنوبی هستم


یونجون : خب بشینید که میخوام درسو شروع کنم


بارا ویو :


نیم ساعته که داخله این کلاسه درسه مسخره ایم اوفففففف تمامم که نمیشه
داشتم همینطور به حرفای یونجون که هیچ چیزی ازشون نمیفهمیدم گوش میدادم که یکدفعه گفت


یونجون : خانمه کیم


بارام : بـ بله ؟


یونجون : لطفا بیاید و این مسئله رو حل کنید
دیدگاه ها (۲)

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

رمان: فقط یک قدم تا توپارت۱:*درخواستی*ویو ی ا.ت:روز اوله هاگ...

KIM V

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط