شاید قدیمی ها شب که میشدسریک ساعت مقرریچراغ گردسوز یا ش

شاید قدیمی ها شب که میشد،سریک ساعت مقرری،چراغ گردسوز یا شمع را خاموش میکردند و در سکوتی مطلق و در آرامش سنتی و اصیل،چشمانشان را میبستند و خیلی راحت،خوابشان میبرد!
قدیمی ها،دغدغه ونگرانی هایشان کمتربود!
قدیمی ها،دلشان خوش تر و زندگی هایشان بهتربود!
زمان ما فرق دارد..
ما در عصری پر از دلهره سیر میکنیم.
عصر بحران...
عصر بی ثباتی...
اینجا نه از آن حال و هوای اصیل،خبری هست،
نه ازان جمع صمیمی،و حمایت خالصانه!
ما در بی پناه ترین حالت ممکنیم....
با تمام سختی، روی پاهای لرزانمان ایستاده ایم...
هیچ کس هوای ما را ندارد...
دلمان خوش نیست و هرکاری میکنیم،اخرش یک پای آرامشمان می لنگد!
به هر دری که میزنیم،شب های بی ستاره مان به خیر نمیشود!
کاش،درروزگار دیگری بودیم
کاش دورانمان کمی فقط کمی عقب تر بود.☘
دیدگاه ها (۱۲)

حال خوب .... 🏝

زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران غری...

:)

خانه یعنی داشتن جایی برای رفتن به آنخانواده یعنی داشتن کسی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط