مخاطب خاص

مخاطب خاص


" مــــــــــــن" روزی خواهم رفت... و دیگر هرگز باز نخواهم گشت... روزی خواهم خفت...و دیگر هرگز بر نخواهم خواست... روزی چشمــــــانم برای همیشه بسته خواهند شد... روزی می آیدکه دیگر وجود نخواهم داشت... روزی همه مرا فراموش خواهند کرد... روزی شـــــــــــایـد دلــــــــی برایم تنگ شود ... هیچکس نمیداند آن روز کِی خواهد آمد. شاید سال ها بعد،شاید هم یک سال،یک ماه،یک هفته، اصلاشایدفردا... و یا شاید هم امروز ...یا همین الآن..... "مــــرا ببخـــــش " اگر حتی *لحظه ای* از زندگیت را به کامت تلخ کردم......
دیدگاه ها (۹)

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

P : 28

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط