پارت

پارت ⁵

سریع تاکسی گرفتم رفتم تیمارستان دیدم کای اومد
»نیست
+مگه میشه حتما رفته حیاط
»ات نیست
+وایسا بگردم
یه کم معطلش کردم داباره رفتم تو اتاقش که دیدم هست!
+کجا بودی
-عصبی
»روانیه دیگه نمیفمه
+خفه شو برو بیرون
»ات
+بیرون *داد
رفت بیرون
-چرا نزاشتی فرار کنم ها؟؟؟ *داد
+فرار؟ خل شدی.. میدونی چقدر التماس کردم تا فردا مرخص شی؟ اگه فرار میکردی داباره میگرفتن
-من مافیام عمرت پیدام کنن
+هر خری میخوای باش
فکر میکنی با کوک فرار کردی چی شد؟ چی میشد دقیقا ؟
-تو کوک و از کجا میشناسی؟
+زنش رفیقمه
-هوف الان چیکارکنم *عصبیه
+امشب پیشت میمونم تا اقا فرار نکنن فردا مرخصت میکنم
-ای بابا
+زهر مار
-درست صحبت کن *داد
+رو سر من داد نزن *جیغ
-... هر*ز*ه
+چی؟
-....
+الان من شدم ه*ر*ز*ه؟ *یعنی کم بغض و عصبی با داد
کی بود بهت کمک کرد؟
-هه من فقط برای اینکه آزاد بشم باهات دوست شدم
+روانی روانی *نیشخند
گرفتم سریع از اونجا خارج شدم هه باید میزاشتم میگرفتند داباره تو رو حقت بود هم به من به من... وای خدا
دیدگاه ها (۱)

پارت ⁶ یک ماه بعد این یک ماه مث باد گذشت 🥲 اتفاق های زیادی ه...

پارت ⁷ ات زیاد خورده بود و اون وسط داشت میرقصید و یورا و کوک...

پارت ⁴ رسیدم خونشون در رو زدم که یورا در و باز کرد &اتتتتتتت...

این فیک و زود تموم میشه شاید توی ۱۰پارت تموم میشه ❤️‍🩹 و یه ...

p5 ( ببخشید پارت قبلیو کم گذاشتم) ویو ی ات کم کم از خواب بلن...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط