سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفت

سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفت
باختم در عشق و بر، این باختن خندید و رفت

درد دلهایم نوشتم ،یک شبی ،تحویل دادم آسمان
آسمان بر حال و روزم ، لحظه ای بارید و رفت
دیدگاه ها (۳)

روزگــــــار بــــــــــا مــــــــــا خـــوب " تـــــــا " ...

گفتم زندگی چند بخش است ؟ گفت : دو بخش کودکی و پیری . گفتم پس...

چه رسم جالبیست : محبتت را میگذارند پای احتیاجت، صداقتت را پا...

ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻤﺎﻧﻢ؛ﺁﻣﺪﻡ ﺗﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﻛﻨﻢ ﺍﺯ ﺩﻟﺖ؛...

آتش و زمرد پارت ۱(شبی که همه چیز آغاز شد)«گاهی سرنوشت، آرام ...

دم دمای صبحی بود ، خورشید نور ضعیفی داشت و هنوز آثار کمی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط