رم‍‌ان؛ ع‍‌ش‍‌ق ی‍‌ک ط‍‌رف‍‌ه :)

رم‍‌ان؛ ع‍‌ش‍‌ق ی‍‌ک ط‍‌رف‍‌ه :)
ف‍‌ص‍‌ل ¹؛ پ‍‌ارت ¹⁸:)

رفتیم ولی حس میکردم همش تله اس،

خلاصه نزدیک یه ویلا شدیم منو بردن داخل و یه خونه ای بود که انگار فقد مخصوص زوجا بود تخت دو نفره داش دستگاه داش منم ترسیده بودم یه اتاق هم بود روش نوشته بود اتاق مرگ و اتاق بعدی اتاق آب دار بود که منظورشو فهمیدم:
_آقا الان چیکار کنم؟
+فقد کافیه بری رو تخت
_لباس اینا در نمیارما
+نیازی نیس آروم گفتم مجبور میشی!
_چی؟
+هیچی بخاب
_خب اوکی شد؟
+محرابی وقتشه
×چشم قربان
_یهو دیدم دست و پام قفل شدن به تخت و پاهام باز بود کلا آزاد بودم فقط دست و پام قفل بود
_چیکارم کردی عوضی ولم کن من کار دارم باید برم بچه دارم(دروگ)انقار از این حرف حرصی شد
+چی‌؟؟؟بچه داری؟ اسمش چیه؟ از کیه؟
_اولن به شما ربطی نداره بله دارم
+بگو اسمشو دیوس از کی داری ؟
_خیلی جدی گفت انگار میخاست گورتم بده برا همین الکی گفتم: اسمش دلوینه از شوهرمه
+شوهر داری اشگال؟
_آره دارم
+کاری میکنم هم زنم شی هم عاشقم شی هم مال من شی
_هه عمرا موفق شی
+می‌فهمیم
ادامهههه
دیدگاه ها (۰)

رم‍‌ان؛ ع‍‌ش‍‌ق ی‍‌ک ط‍‌رف‍‌ه :)ف‍‌ص‍‌ل ¹؛ پ‍‌ارت ¹⁹:)_لطفا ...

رم‍‌ان؛ ع‍‌ش‍‌ق ی‍‌ک ط‍‌رف‍‌ه :)ف‍‌ص‍‌ل ¹؛ پ‍‌ارت ²⁰:)من بای...

[☆part⁴⁵☆]ویوی ایزابلابعد از اینکه از هم جدا شدیم الکس رو بر...

#My.crazy.killer. part 6(*نکته=این رمان Darrk l...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط