بیا و

بیا و
بر لنگه ی کهنه ترِ
این درِ منتظر
به دروغ بنویس
آمدم، نبودی...

#جلال_حاجی_زاده
دیدگاه ها (۱)

لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت، نمی آید باز.قصه ای هست که هرگز د...

مثل یک کوه شکستیم و نشستیم ‌؛ ولیباز با ماست همان صبر و شکیب...

مغرور نشو #جـانـان من حالا که دل در دست توستمن که به تو رو م...

‏یا ربّّانَّ‌ لَنا فیکَ اَمَلاََ طَویلاََ کَثیراََ...خدایا!م...

لنگه های چوبی درب حیاطمان گرچه کهنه اند و جیرجیر می کنندولی ...

@d.i.y.a.n

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط