چه دیر آمدی حالایِ صدهزار ساله‌ی من!

چه دیر آمدی حالایِ صدهزار ساله‌ی من!
من این نیستم که بوده‌ام
او که من بود آن همه سال
رفته زیر سایه‌یِ آن بیدِ بی‌نشان مُرده است


#سید_علی_صالحی
دیدگاه ها (۱)

آنقدر دیر آمدیتا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرماز این دیر آمدنلبر...

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه‌ی صبرم از این دیر آمدن...

کافی نبود و نیستهزاران هزار سالتا بازگو کندآن لحظه‌ی گریخته‌...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

در نگاه خلق، از ديوانگان كم نيستم فكر زخمى دیگرم، دنبال مرهم...

مـنـ مـیـ رومـ؛و کـلـیـد ایـنـ خـانـهـ یـ دلـگـیـر را زیـر ه...

🇮🇷🇵🇸🇱🇧🔴مذاکره زیر سایه‌ی سنگین تهدیدِ وجودی، بی‌عقلی است.......

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

بیدار میشوم و سایه‌ی تاریکی را حس میکنم نه روشنای روز را، و ...

تسلیت/کپشن مهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط