خدایا راهو گم کردم کمک کن تا که برگردم

خدایا راهو گم کردم کمک کن تا که برگردم
نذارم لحظه ای تنها تو این بیراهه رفتنها
تو ای تنها پناه من تو بگذر از گناه من
ببخشا هر چه بد کردم گنه کردم گنه کردم
شدم غره به ایمانم خیال کردم که میدانم
اسیر نفس اماره شدم بیچاره همواره
با اینکه خالیه دستم ولی باز عاشقت هستم
کمی آرامش خاطر تو ای والا ترین حاضر

چقد خوبه که تو هستی درایه ظلمتو بستی
خدای من بگیر دستم دل امید به تو بستم
تو ای تنها پناه من تو بگذر از گناه من
ببخشا هر چه بد کردم گنه کردم گنه کردم
شدم غره به ایمانم خیال کردم که میدانم
اسیر نفس اماره شدم بیچاره همواره
با اینکه خالیه دستم ولی باز عاشقت هستم
 کمی آرامش خاطر تو ای والا ترین حاضر

**
دیدگاه ها (۱)

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

رمان عشق ممنوع

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۶افسانه (مامان سانیار)از همون او...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

Novel panleo ♡ #part⁶² ♡『 leoreza 』آدمای زیادی رو از طبقه ی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

part : 45chapter : 2سریع اسلحمو روی سر ویلیام گرفتم + اگه می...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط