بچه که بودیم تو این روزا حال و هوایی داشتیم

بچه که بودیم تو این روزا حال و هوایی داشتیم
کتاب و نایلون و چسب و قیچی
التماس آبجی بزرگه و داداش بزرگه رو میکردیم که تو رو خدا بیاین کتابامونو جلد کنین ، دیر میشه ، و چه زود دیر شد .....
دیدگاه ها (۱۲)

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۷$کایرا شروع کرد به درست کردن ...

امگای لعنتی

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

به نام خدابیوگرافی بندهتا جایی که تونستم شبیه خودم کشیدمنام:...

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

My idol

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط