ادامه:

ادامه:
پدر با حرفای دروغین خودش دخترشو اروم میکنه که بره بخوابه
چند روز بعد مامانه اتفاقی دستش میره لای در فر گاز و از درد گریه میکنه چون خیلی درد داره و اون نمیتونه خودش دستشو از لاش بیرون بیاره...
دختر این صحنه رو میبینه ولی زورش نمیرسه به مامانش کمک کنه
میبینه پدرش همینجوری روی مبل با خیال راحت نشسته و به کمکم مامانش نمیره
خیلی دلخور میشه
مامانش یجوری دستشو از لای در بیرون میاره ولی این رفتار سنگدلانه ی پدرش رو یادش نمیره...
دیدگاه ها (۰)

ادامه:پدر دختره بخاطر رابطه ی بدی که با زنش داره دیر میاد خو...

ادامه:دختره به سنی میرسه که باید بره پیش دبستانیاز اونجایی ک...

ادامه:دختر از روی سادگی خودشو نشون میده و مامان و باباش اونو...

ادامه:یک شب دختر که از صدا و پچ پچ از خواب بیدار میشه و میبی...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐𝟑پدر ته. هووی تهیونگ ته. چیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط