ادامه:
ادامه:
پدر با حرفای دروغین خودش دخترشو اروم میکنه که بره بخوابه
چند روز بعد مامانه اتفاقی دستش میره لای در فر گاز و از درد گریه میکنه چون خیلی درد داره و اون نمیتونه خودش دستشو از لاش بیرون بیاره...
دختر این صحنه رو میبینه ولی زورش نمیرسه به مامانش کمک کنه
میبینه پدرش همینجوری روی مبل با خیال راحت نشسته و به کمکم مامانش نمیره
خیلی دلخور میشه
مامانش یجوری دستشو از لای در بیرون میاره ولی این رفتار سنگدلانه ی پدرش رو یادش نمیره...
پدر با حرفای دروغین خودش دخترشو اروم میکنه که بره بخوابه
چند روز بعد مامانه اتفاقی دستش میره لای در فر گاز و از درد گریه میکنه چون خیلی درد داره و اون نمیتونه خودش دستشو از لاش بیرون بیاره...
دختر این صحنه رو میبینه ولی زورش نمیرسه به مامانش کمک کنه
میبینه پدرش همینجوری روی مبل با خیال راحت نشسته و به کمکم مامانش نمیره
خیلی دلخور میشه
مامانش یجوری دستشو از لای در بیرون میاره ولی این رفتار سنگدلانه ی پدرش رو یادش نمیره...
- ۱۰۵
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط