دیشب.....

دیشب.....
گرسنه بود کودکی که مرد...
چو آسان به خاک پس دادند
چه دردناک از مرگ او داستان مادرش که برای خریدن تکه ای نان
تن به هرزگی داد از روی اجبار نه از روی هوس...
همسایه اش زیارتش قبول
مکه رفته بود
دیدگاه ها (۶۶)

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳۱ | همچی روشن شدهانا هنوز به جمل...

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

پیوند خون و اختیارپارت ۱ | شبی که سرنوشت نوشته شدباران آرام ...

🧁 پارت دهم | یک آرزوی کوچکصبح روز بعد، لیانا طبق معمول زودتر...

پارت ۳۷ آریانا چند ثانیه فقط به مرد خیره ماند.ـ من... اینجا ...

سایه ای در راهروهای نقره ای

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 138✦..................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط